اعتصاب غذایت را بشکن


اعتصاب غذایت را بشکن


سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱ - ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲

مهناز پراکند (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر)

mahnaz_parakand3.jpg
نسرین جان دوست نازنینم، همکار مقاوم، صبور و فداکارم؛ کیست که نداند ایمان تو به احقاق حق و حاکمیت قانون فراتر از انجام وظیفه ای ساده بوده و هست. وکیلی که روزگاری صدای ستمدیدگان و قربانیان بی عدالتی و نقض قانون بوده است، حال خود بیش از دو سال است که اسیر و قربانی بی عدالتی است. او بیش از دو سال است که از ابتدائی ترین حقوق یک زندانی محروم است و حتی همسر و فرزندش از تهدیدات و محرومیت ها در امان نیستند. حداقل بر من که افتخار دفاع از تو را بعهده داشتم، پوشیده نیست که دادسرا و دادگاه دست در دست مأموران وزارت اطلاعات داده و از نخستین روزهای بازداشت، چه فشارهائی را بر تو و خانواده محترمت وارد کرده اند. هیچگاه فراموش نخواهم کرد که از همان روزهای نخست بازداشت، با غم بزرگ از دست دادن پدر و عدم اجازه حضور در مراسم سوگواری و بر سر مزارش مواجه شدی. خشم و کینه فراهانی ومحمودی- مأموران امنیتی که برای محکوم شدنت از هیچ تلاشی فروگذار نکردند- و دادیار فراهانی و قاضی پیرعباس، داغ عزاداری برای پدر بزرگوارت را برای همیشه در دلت باقی گذاشت. شخصآ شاهد برخوردهای ناجوانمردانه ستاری، مدیر دفتر و پیرعباس، قاضی شعبه 26 دادگاه انقلاب باهمسر وفادار، خواهر دلسوز و برادر مهربانت بودم. دوست نازنینم، بخاطر می آورم روزی را که به همراه آقای سلطانی برای دیدنت به زندان آمده بودیم. بقدری ضعیف شده بودی که در نگاه اول تو را نشناختم، چرا که در آن روزها نیز در اعتصاب غذا بسر می بردی و بخاطر اعتصاب غذا و بودن در انفرادی وزن زیادی کم کرده بودی. هرچند از نظر جسمی خیلی ضعیف شده بودی اما بلحاظ روحی در شرایطی بسیار عالی قرار داشتی. در آن روزها نیز همچون امروز همه نگران سلامتی تو بودند و پیام می دادند که اعتصابت را بشکنی. ما نیز برای تو پیام آور بسیاری از دوستان بودیم و خواهش کردیم که اعتصابت را بشکنی و تو با همان متانت و ادب همیشگی از همه دوستان و علاقمندانت تشکر و اعلام کردی که تا وصول به خواسته های به حق خود به اعتصاب غذا ادامه خواهی داد. بر حرف خود بودی حتی دو جلسه از جلسات دادگاهت را با دهانی بسته و تنی خسته اما با روحیه ای عالی سپری کردی و خوشحالم که نهایتآ بنا به درخواست مکرر ما و همسر فداکار و صبورت راضی به شکستن اعتصاب غذایت شدی. 
این بار نیز اگر چه سعادت دیدار تو را ندارم و نمی توانم از نزدیک با تو به گفت و گو نشینم اما دل و جان من پیش شماست و برای سلامتی و آزادی شما می تپد. نسرین جان از تو در خواست می کنم بیش از این وجود نازنینت را آزرده نکن و سلامتیت را به خطر نینداز. گوهر وجودت را برای فرزندانت و برای آینده کشورعزیزمان ایران سالم و قوی نگه دار. دخترت مهراوه و پسرت نیما چشم انتظار و نگران تو هستند. نسرین جان لطفآ اعتصاب غذایت را بشکن، سالم، قوی ونیرومند بمان.


Well, our 72 hours is up. We broke the hunger strike with a super delicious, homemade, soup made by the very dear Parvaneh Moradi !!!!!

Thank you ALL for your love and support and for accompanying Nasrin in her plight for freedom!!! We have to continue our efforts for a free Iran, where every man, woman and child can live in security and help build our society towards the glorious destiny that it so deserves...

Love you all with all of my heart.....

رضا خندان همسر نسرین ستوده: نسرین من قوی است ولی در بند است و غذا نمی‌خورد



رضا خندان همسر نسرین ستوده: نسرین من قوی است ولی در بند است و غذا نمی‌خورد

رضا خندان همسر نسرین ستوده در مصاحبه با روزنامه‌ی ایتالیایی کریر دلا سرا می‌گوید: با دو فرزند در دو سن مختلف که دور از مادر هستند در این دو سال می‌بایست همه چیز بهم می‌ریخت. اما دخترمان آنچنان قوی است که ما از او نیرو می‌گیریم. برای مهراوه مسئله‌ای نداریم ولی پسرمان نیما مشکلاتی داشت. هر کاری که می‌توانستیم انجام دادیم و 
الان دیگر تحت نظر روانشناس نیست. سعی کردیم در خانه فضایی درست کنیم که بچه‌ها تنها نباشند و به بازی مشغول باشند، فکر می‌کنم در این راه موفق بوده‌ایم.

متن این مصاحبه به شرح زیر است:
کریر دلا سرا: مدت کوتاهی بعد از محکومیت همسرتان به ما گفتید که نسرین معنای کلمه ترس را نمی داند ، پس از دو سال و دو ماه در زندان بودن هنوز هم اینطور فکر می کنید؟

در شرایط دشوار و خطرناک هر چه زمان جلوتر برود ترس هم از بین میرود.کریر دلا سرا: نسرین ستوده ۱۷ اکتبر اعتصاب غذای خود را اعلام کرد. در دو سال گذشته این اولین بار که وی دست به اعتصاب غذا میزند. شرایط فیزیکی ایشان الان چطور است؟

این پنجمین بار است که نسرین اعتصاب غذا می‌کند. در اولین روزهای بلافاصله بعد از دستگیری اعتصاب غذا کرد. زیرا اشیاء دفتر من را مصادره کرده بودند، من گرافیست هستم. 

دومین بار برای اینکه می خواست کودکانش را بطور منظم ببیند و بتواند حداقل هر چهار روز با تلفن با خانواده تماس بگیرد. دفعه سوم به دلیل اینکه روند پرونده اش را غیر قانونی میدید. چهارمین بار برای لغو همه احکام ناعادلانه بعد از انتخابات ۲۰۰۹ و این بار به دلیل مخالفت با فشاری که به خانواده ما وارد می‌کردند. 

مخصوصا به من و دخترمان مهراوه که ۱۲ سال دارد و ممنوع الخروج شده است. 

برای اینکه بتواند فرزندانش را از نزدیک ببیند. زیرا تا کنون از طریق یک دیوار شیشه‌ای که بین ما بود می‌توانستیم ببینیمش و مانع تماس تلفنی هم بودند. این کار برای فشار روانی هر چه بیشتر بر او بود. متاسفانه در ایران از حقوق زندانیان را برای فشار بر آنان و خانواده آنان استفاده می‌شود.

قبل از این آخرین اعتصاب غذا، نسرین بسیار ضعیف و لاغر شده بود که فکر میکنم دلیلش ندیدن فرزندانش و نشنیدن صدای آنها بود. الان وضعیتش خیلی بدتر است، مطلع شدیم که مجبور شدند به بهداری زندان منتقلش کنند .کریر دلا سرا: دختر شما ممنوع الخروج شده است چرا؟آنها دلیلی را نگفته اند، شاید به این دلیل که نمی‌خواستند مهراوه برای گرفتن جایزه‌ای که به مادرش تعلق گرفته بود به خارج سفر کند.

کریر دلا سرا: بچه‌ها چه عکس العملی در مقابل زندانی بودن مادرشان دارند؟

با دو فرزند در دو سن مختلف که دور از مادر هستند در این دو سال می‌بایست همه چیز بهم می‌ریخت. اما دخترمان آنچنان قوی است که ما از او نیرو می گیریم. برای مهراوه مسئله‌ای نداریم ولی پسرمان نیما مشکلاتی داشت. هر کاری که می‌توانستیم انجام دادیم الان دیگر تحت نضر روانشتاس نیست. سعی کردیم در خانه فضایی درست کنیم که بچه‌ها تنها نباشند و به بازی مشغول باشند، فکر می‌کنم در این راه موفق بوده‌ایم.

کریر دلا سرا: همسر شما به تبلیغ علیه نظام و تهدید به امنیت ملی محکوم شد. به دلیل مصاحبه با رسانه های خارجی، دفاع از زندانیان سیاسی و همکاری با خانم شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل؟

همه این دلایل در پرونده ایشان آمده است. یکی از این دلایل محکومیت همسر من پیامی است که نسرین برای سازمان حقوق بشر بین الملل ایتالیا به خاطر جایزه ای حقوق بشری که از آنان دریافت کرده بود فرستاده بود. در این پیام که نسرین می گوید: “من از جامعه مدنی ایتالیا می‌خواهم که در ارتقاع حقوق بشر به جامعه مدنی ایران یاری رساند”

پیام تبریک امرآبادی و باستانی از زندان به نسرین ستوده برای جایزه ساخاروف



پیام تبریک امرآبادی و باستانی از زندان به نسرین ستوده برای جایزه ساخاروف

مهسا امرآبادی و مسعود باستانی زوج روزنامه نگاری که این روزها در دو زندان مختلف به سر می برند در پیامی به نسرین ستوده اعطای جایزه ساخاروف را به وی تبریک گفته و آورده اند:

در میان اخبار تلخ زندان و اعتصاب و فراق، خبر مسرت بخش اعطای جایزه ساخاروف به شما و آقای پناهی به عنوان یکی از مهمترین جایزه های آزادی اندیشه در جهان، اندک
ی تسکینمان داد و حجم بزرگی از افتخار را در رگ هایمان جاری کرد....

مهسا امرآبادی و مسعود باستانی زوج روزنامه نگاری که این روزها در دو زندان مختلف به سر می برند در پیامی به نسرین ستوده اعطای جایزه ساخاروف را به وی تبریک گفته و آورده اند: در میان اخبار تلخ زندان و اعتصاب و فراق، خبر مسرت بخش اعطای جایزه ساخاروف به شما و آقای پناهی به عنوان یکی از مهمترین جایزه های آزادی اندیشه در جهان، اندکی تسکینمان داد و حجم بزرگی از افتخار را در رگ هایمان جاری کرد.

به گزارش کلمه، نسرین ستوده که این روزها در اعتصاب غذای اعتراضی به سر می برد برنده ی جایزه ی ساخاروف شده است. اتحادیه اروپا با اعطای جایزه ساخاروف به یک حقوقدان و یک کارگردان ایرانی از فعالیت‌های مدنی و حقوق بشری آنها که هر یک به ۶ سال زندان و ۲۰ سال محرومیت از حرفه خود محکوم شده‌اند، تجلیل کرده است.

جایزه ساخاروف همه ساله به پنج نفر تعلق می‌گیرد و نامزدهای آن از چند هفته قبل مشخص می‌شوند. این جایزه هر سال به کسانی داده می‌شود که در دفاع از حق آزادی بیان و حقوق بشر صدای خود را بلند کرده و قربانی سکوت شده‌اند.

متن کامل این پیام که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

به نام دوست

سرکار خانم نسرین ستوده! در میان اخبار تلخ زندان و اعتصاب و فراق، خبر مسرت بخش اعطای جایزه ساخاروف به شما و آقای پناهی به عنوان یکی از مهمترین جایزه های آزادی اندیشه در جهان، اندکی تسکینمان داد و حجم بزرگی از افتخار را در رگ هایمان جاری کرد.

گرچه اکنون زندان فرصت شادمانی را از ما گرفته است، اما صمیمانه این موفقیت بی سابقه را به شما تبریک گفته و مشفقانه آرزو داریم این جایزه در کنار عنصر امید و شکیبایی، صدای شما برا برای بهرمندی همگان از آرمان جهانی حقوق بشر رساتر نماید. بی شک ارزش وجودی و توان مندی شما در احقاق حقوق همه موکلانتان که اکنون وسعتی به اندازه افراد یک کشور دارد، در پرتو سلامت جسمی و شادابی روحی میسر است، و ما از خداوند صبر و سلامتی برای شما طلب می کنیم.

مهسا امر آبادی –اوین

مسعود باستانی- رجایی شهر

انتقال مجدد حسین رونقی به بیمارستان هاشمی‌نژاد



انتقال مجدد حسین رونقی به بیمارستان هاشمی‌نژاد

حسین رونقی ملکی به بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران اعزام و به زندان عودت داده شد.

حسین رونقی ملکی در اثر وخامت وضعیت جسمی، امروز صبح ۸ آبان ماه به بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران منتقل شده و پس از انجام معاینات به زندان بازگردانده شده است.

پزشکان بیمارستان هاشمی‌نژاد به مسئولین زندان اوین اعلام کرده‌اند که روز آینده نیز باید وی را به بیمارستان هاشمی‌نژاد اعزام نمایند.

گفتنی است، در تاریخ ۳۰ مهرماه نیز در پی وخامت وضع جسمی، حسین رونقی را بصورت اورژانس به بیمارستان منتقل نموده بودند.

وی که بایستی در این دوران تحت درمان پزشکی باشد، هنگام بازداشت در کمپ سرند مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و سپس به زندان اوین منتقل گردید و رسیدگی‌های پزشکی ضروری بر روی وی صورت نگرفت.

مقامات قضایی همچنان از دادن مرخصی درمانی به وی امتناع می‌کنند و ادامه چنین روندی سلامت وی را بشدت تهدید می‌کند.

پیام نسرین ستوده از زندان به بنیاد مارتین انالز " با افتخار از پرونده تک‌تک موکلانم دفاع می‌کنم "


پیام نسرین ستوده از زندان به بنیاد مارتین انالز
" با افتخار از پرونده تک‌تک موکلانم دفاع می‌کنم "

نسرين ستوده، وکيل زندانی در ايران که يکی از سه کانديدای جايزه حقوق بشری بنياد "مارتين انالز" بود با ارسال پيامی به مراسم اهدای جايزه اين بنياد به‌عنوان وکيل شماری از متهمان سياسی و حقوق بشری، بار ديگر تأکيد کرد: "با افتخار از تک‌تک پرونده‌هايی که وکالت آن‌ها را به عهده داشته‌ام، دفاع می‌کنم و البته ا
ز اين‌که در کنار موکلان بی‌گناهم تحمل حبس می‌نمايم، راضی و خرسندم."

بنياد "مارتين انالز" روز سه‌شنبه دوم اکتبر ۲۰۱۲ با برگزاری مراسمی در ژنو، جايزه حقوق بشر اين بنياد را از ميان سه نامزد از ايران، کامبوج و بحرين، به آقای لون سوات از کشور کامبوج اهدا کرد.

مهناز پراکند، وکيل دادگستری و فعال حقوق بشر به نمايندگی از نسرين ستوده در اين مراسم حاضر بود و متن پيام همکار دربند خود را خواند.

نسرين ستوده در پيام خود که از زندان اوين ارسال شده است از "شرايط فوق امنيتی"، "ممنوعيت تلفن برای کليه زندانيان سياسی" و "عدم دسترسی به اطلاعات کامل" در بند زنان زندان اوين خبر داده و گفته است با وجود اين شرايط اما همواره به دنبال فرصتی است تا از وضعيت حقوق بشر در ايران سخن بگويد.

اين وکيل زندانی در پيام خود خطاب به رياست بنياد "مارتين انالز" و حاضران در مراسم از مشکلات و محدوديت‌های حرفه وکالت در ايران سخن گفته و با اشاره به اقدام اخير قوه قضائيه ايران در لغو "قانون مجازات اعدام افراد زير ۱۸ سال" آن را حاصل تلاش‌های "گروه کثيری از وکلا و فعالان حقوق بشر" ايرانی در طی "ساليان متمادی" دانسته و گفته است: "به خاطر دارم اين فعاليت‌ها که به حبس برخی وکلا نيز منجر شد، به دغدغه هر روزه بسياری و از جمله من تبديل شده بود. گاه در نااميدی کامل احاطه می‌شديم و گاه دوباره برمی‌خاستيم و فعاليت خود را از سر می‌گرفتيم."

ستوده در ادامه پيام خود با اشاره به رويدادهای پس از انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ که منجر به بازداشت گسترده مردم و فعالان سياسی و حقوق بشری شد از تلاش‌های خود و ديگر وکلای دادگستری در دفاع از حقوق موکلان خود نوشته و گفته است شماری از اين وکلا مدتی پس از دفاع از متهمان وقايع انتخابات ۸۸ "خود نيز راهی محبس شدند تا به همراه موکلان خود تحمل حبس نمايند."

نسرين ستوده در پيام ارسالی خود از درون زندان اوين می‌گويد: "با همه دشواری‌ها، به‌عنوان يک وکيل همچنان خرسند و اميدوار، بر اين باورم که گريزی جز انجام وظيفه صادقانه در قبال کودکان، زنان و متهمانی که حقوق‌شان ناديده گرفته شده بود، نداشتيم."

به باور او دفاع از مفاهيمی چون "عدالت"، "قانون"، "حقوق بشر"، "آزادی بيان و انديشه" و "حقوق اقليت‌ها" و همه مفاهيمی که در اعلاميه جهانی حقوق بشر به‌عنوان ميراث مشترک بشريت، تصريح شده است، "زندگی را برای بشر قابل زيست می‌کند و به فعالان حقوق بشر امکان می‌دهد تا مرعوب فشارها و تهديدهای بازجويان نشوند."

ستوده در پايان ضمن تشکر از بنياد "مارتين انالز" و شماری از سازمان‌های مدافع حقوق بشر نوشته است: "به‌راستی در دنيای امروز، هيچ‌کس حتی در سلول انفرادی‌اش نيز تنها نيست."

رضا خندان همسر نسرین ستوده:




رضا خندان همسر نسرین ستوده:

یادمهست چند سال پیش در جریان اعتصاب غذای یکی از عزیزان به شوخی به نسرین گفتم "چرا اینها که می خواهند اعتصاب غذا کنند, غذا نمی خورند؟ اعتصاب زیاد خوردن بکنند تا قوی تر شوند و بتوانند با قدرت به حبس شان ادامه دهند."

این روزها پس از چند بار نقل قول از منابعی و خلاصه کردن صحبت های چند روز پیش من, جایی تیتر شده است:

"نخواهیم اعتصابش را بشکند به مسئولان فشار بیاوریم"

تردیدی ندارم کسی تعمدی نداشته و پس
از چند بار دست به دست شدن و خلاصه کردن, مطلب به این شکل درآمده است.

در زمان اعتصاب غذا اولویت برای خانواده و دوستان کسی که اعتصاب غذا می کند سلامتی جسم و جان آن شخص است.

ما در این مورد استثنا نیستیم. بنابراین برای خانواده ی ما, خواست نسرین از اعتصاب, در درجه ی دوم اهمیت است. شکستن اعتصاب غذا برای ما در اولویت است.

عرض من این بوده است که :
در کنار درخواست برای شکستن اعتصاب غذا, اعتراض کنیم به مسولانی که زندانی را به جایی می رسانند که حاضر می شود جان عزیزش را برای به دست آوردن ابتدایی ترین حقوق اش به خطر بیندازد.

کاری که گروهی از زنان انجام دادند. آنها هم از نسرین خواستند اعتصاب اش را بشکند و هم نامه نوشتند به دادستان تهران و اعتراضشان را اعلام کردند.

آنها ساعتها در دادستانی معطل شدند و نامه ی اعتراضی خود را به مسولین آنجا تحویل دادند.

ممکن است فکر کنیم این کارها هیچ تاثیری ندارد. صحیح ...
اگر چنین است باید بنشینیم, فکر بکنیم و راهی پیدا کنیم که تاثیر گذار باشد.
مطمئن باشید در این روزها که نسرین در اعتصاب غذاست تمام سعی و ما در درجه اول منصرف کردن او از ادامه ی اعتصاب غذاست.

ماموران امنیتی از برگزاری مراسم سالگرد مادر آرش صادقی جلوگیری کردند



ماموران امنیتی از برگزاری مراسم سالگرد مادر آرش صادقی جلوگیری کردند

مراسم بزرگداشت مادر آرش صادقی، فعال دانشجویی محروم از تحصیل و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، با تهدید خانواده وی لغو شد.

بنا به گزارش تارنمای ندای سبز آزادی، بنا بود به مناسبت دومین سالگرد درگذشت مادر آرش صادقی روز یکشنبه مراسم یادبود و ختمی برگزار شود که با تهدید خانواده پدربزرگ آرش صادقی، توسط نیروهای امنیتی این مراسم لغو ش
د.

مادر آرش صادقی در اثر حمله شبانه نیروهای امنیتی که برای بازداشت آرش صادقی مراجعه کرده بودند دچار حمله قلبی شده و فوت کرده بود.

نیروهای امنیتی اعلام کردند که با هرگونه تجمع و مراسمی برخورد شدید و قاطعی خواهند کرد. به همین دلیل خانواده و پدربزرگ آرش اعلام کردند که هیچگونه مراسم یادبودی برگزار نخواهد شد.

آرش صادقی، از فعالین دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی با گذراندن حکم ۱۸ ماه حبس در اواخر آذر سال گذشته آزاد شد ولی آزادی او بیش از سه هفته به طول نینجامید و در ۲۵ دی ۹۰ مجدد بازداشت شد و از آن تاریخ تا به امروز در بند ۲۰۹ زندان اوین است.

برنامه ریزی قوه قضاییه ولی فقیه برای اعدام های گسترده در زندان گوهردشت


برنامه ریزی قوه قضاییه ولی فقیه برای اعدام های گسترده در زندان گوهردشت 

The Iranian regime planing mass execution of prisoners in Gohardasht prison of Karaj

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران »قوه قضاییه ولی فقیه آخوندعلی خامنه ای طی چند هفته گذشته برنامه ریزی اعدام های گسترده درزندان گوهردشت کرج را آغاز کرده است.

از چند هفته پیش هیئتی از قوه قضاییه ولی فقیه به ریاست فردی به نام نجف آبادی یکی از معاونین عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران در زندان گوهردشت کرج مستقر شده است. این فرد به زندانیانی که در انتظار اجرای حکم قرون وسطایی اعدام بسر می برند فرم هایی می دهد و زندانیان می بایست این فرم ها را پر کنند.

این فرم ها علاوه بر مشخصات فردی ، زندانی محکوم به اعدام را در معرض این سئوال عمده که بصورت پر رنگ و برجسته نوشته شده است قرار می دهد؛« چرا تا به حال حکم اعدام شما اجرا نشده است».

ابتدا اکثر زندانیان محکوم به اعدام از پر کردن این فرم ها امتناع می ورزیدند.اما در مرحله بعد زندانیانی که از پر کردن فرم امتناع می کردند بطور خصوصی توسط نجف آبادی فراخوانده می شوند و آنها را وادار به پر کردن فرم مربوطه می نمود و بصورت تاکیدی این سئوال که چرا تا به حال حکم اعدام شما به اجرا گذاشته نشده است؟پرسیده می شد.

فرمها به تمامی زندانیان محکوم به اعدام در بندهای مختلف زندان گوهردشت داده شده است و آنها موظف به پر کردن آن هستند.



پس از پر کردن فرمها و احضار شخصی زندانیان محکوم به اعدام توسط نجف آبادی یکی از معاونین جعفری دولت آبادی و پایان یافتن این مرحله ، مرحله دوم این طرح چند روزی است که آغاز شده است.در این مرحله شاکیان زندانیان محکوم به اعدام را احضارمی کنند و آنها را تحت فشار قرار می دهند که یا باید تقاضای اجرای حکم اعدام را نمایند و یا هزینه های نگه داری زندانی را باید به سازمان زندانهای ولی فقیه بپردازد.این هزینه های رقم های بسیار بالایی هستند و عملا شاکیان قادر به پرداخت آنها نبوده و از این طریق شاکیان را وادار به تن دادن به تقاضای اجرای حکم اعدام می کنند.

ولی فقیه آخوند علی خامنه ای با بکار بردن این شیوه می خواهد از طرفی به اعدام های گسترده خود مشروعیت بخشد و از طرفی دیگربا احرای حکم ضد بشری اعدام علیه قربانیان خشونت ولی فقیه که در زندانهای وی سالها در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند فضای رعب و وحشت در جامعه را تشدید نماید.

گزارشها حاکی از آن است که بیش از ۱۰۰۰ زندانی در زندان گوهردشت کرج در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، نسبت به طرح ضد بشری قوه قضاییه ولی فقیه آخوند علی خامنه ای برای اعدام های گسترده در زندانها که مشغول برنامه ریزی آن است هشدار می دهد و از دبیر کل ،کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت خواستار احاله پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به مقامات قضایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۹ آبان ۱۳۹۱ برابر با ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

دبیر کل ملل متحد آقای بان کی مون

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

هشت سال هر سه شنبه در انتظار اعدام  روایت مهدی محمودیان از زندان رجایی‌شهر


هشت سال هر سه شنبه در انتظار اعدام 
روایت مهدی محمودیان از زندان رجایی‌شهر

امروز که این گزارش را می نویسم آمار افرادی که زیر حکم اعدام قرار دارند ۱۱۱۷ نفر است که در این میان ۷۳۴ نفر از آنان محکوم به قصاص بوده و باقی این تعداد یعنی ۳۸۳ نفر محکوم به اعدام، که ۱۴ نفر از این افراد با اتهاماتی سیاسی و امنیتی محکوم به اعدام شده اند. نزدیک به هزار نفر آمار زندانیانی است که به حبس ابد یا احکام بالای ۲۰ س
ال محکومند که بسیاری از این افراد نیز به اعدام محکوم شده بودند که تا قبل از شکستن حکمشان عذاب ها و شکنجه زیر حکم بودن را تجربه کرده اند».

این بخشی از گزارش هولناک مهدی محمودیان از زندان رجایی شهر کرج است که در وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی منتشر شده؛ محمودیان پیش تر برای افشای فجایع بازداشتگاه کهریزک و به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

آنچه در پی می آید متن کامل گزارش اوست:


بعد از ۱۶ سال توانسته بود کودکی را در آغوش کشیده و او را نوازش کند. بعد از سال ها دست و پنجه نرم کردن با بیماری قلبی بالاخره به بیمارستان اعزام شده تا تحت جراحی قلب باز قرار گرفته است. برای عیادت به سلولش رفتم. منتظرم از سختی عمل جراحی و یا از عذاب ۳۰ روز بستری شدن در بیمارستان با دستبند و پابند بگوید، اما با لذتی وصف ناپذیر می گوید بعد از ۱۶ سال آنجا کودکی را در آغوش کشیدم. می گوید بعد از ۷ سال یک اتومبیل را از نزدیک دیده است و چقدر غمگین می گوید: خدا را شکر قبل از مرگم دوباره یک درخت را از نزدیک دیدم.

بیش از ۸ سال است که هر سه شنبه منتظر است تا برای اجرای حکم اعدام به “زیر هشت” فراخوانده شود. سالها پیش در خواب دیده است سه شنبه روزی به دار آویخته می شود با آنکه بیش از ۷ سال از تایید حکمش می گذرد همیشه با این کابوس زندگی کرده است. پس از سه سال حبس در زندان های عراق و اردن، نهم مرداد سال ۷۸ توسط سازمان ملل به ایران تحویل داده می شود و سپس به جرم هواپیما ربایی به اعدام محکوم می شود.

سال ۸۲ برای نخستین بار برای اجرای حکم به انفرادی برده می شود اما به دلایل نامعلومی اجرای حکمش به تعویق افتاده و تا به امروز با سنی بیش از ۶۰ سال نزدیک ۹ سال است که در انتظار مرگ و چوبه دار بسر می برد.

اعدام همیشه یکی از مسائل مناقشه آمیز حقوق بشر بوده است. بیش از ۱۶۰ کشور جهان مجازات اعدام را در قوانین خود ملغی کرده اند با این حال ایران و ۴۱ کشور دیگر جهان هنوز از مجازات اعدام در قوانین خود بهره می برند و متاسفانه ایران با توجه به نسبت جمعیتی خود با اختلاف زیادی در صدر کشورهای جهان قرار دارد.

آنچه که بیش از همه چیز حساسیت برانگیز است عدم رعایت دقیق آیین دادرسی عادلانه برای افرادی است که برایشان حکم اعدام صادر می شود. به خصوص افرادی که به اعدام های حکومتی از جمله اعدام های سیاسی، امنیتی، مواد مخدر یا امثالهم محکوم می شوند غالبا حتی از در اختیار داشتن وکلای اختیاری، حق دفاع آزادانه، مطالعه پرونده، دادگاه های عادلانه و … محروم هستند. در پرونده های مربوط به قصاص نیز میزان نفوذ شاکی و متهم در نوع و سرعت و اجرای حکم تاثیر زیادی دارد.

اینجا زندان رجایی شهر است!

با آنکه با ظرفیتی کمتر از هزار نفر ساخته شده است، نزدیک به ۵ هزار زندانی را در خود جای داده است. باور کردنی نیست اما حقیقت دارد. بیش از ۱۱۰۰ نفر در این زندان زیر حکم اعدام قرار دارند.

امروز دوم آبان ماه که این گزارش را می نویسم آمار افرادی که زیر حکم اعدام قرار دارند ۱۱۱۷ نفر است که در این میان ۷۳۴ نفر از آنان محکوم به قصاص بوده و باقی این تعداد یعنی ۳۸۳ نفر محکوم به اعدام، که ۱۴ نفر از این افراد با اتهاماتی سیاسی و امنیتی محکوم به اعدام شده اند. نزدیک به هزار نفر آمار زندانیانی است که به حبس ابد یا احکام بالای ۲۰ سال محکومند که بسیاری از این افراد نیز به اعدام محکوم شده بودند که تا قبل از شکستن حکمشان عذاب ها و شکنجه زیر حکم بودن را تجربه کرده اند.

مباحث حقوق بشری و اجتماعی اعدام و تاثیرات مثبت و منفی آن در جامعه و همانطور در میزان کاهش و افزایش جرم در یک جامعه را به یک وقت دیگر و متخصصان آن می سپارم. اما دردناک تر و غیر انسانی تر از خود اعدام ، سال ها چشم انتظاری و عذاب کسی است که زیر حکم اعدام قرار دارد.

درباره محکومان به قصاص یک موضوع دیگر نیز بر این عذاب و انتظار می افزاید. کسانی که غالبا بر اثر یک نزاع یا یک لحظه عصبانیت مرتکب قتل شده به غیر از اینکه سال ها باید در انتظار مرگ باشند گاه و بیگاه برای اجرای حکمشان فراخوانده می شوند و طبق روال می بایست ۲۴ ساعت آخر را در انفرادی بگذرانند که به پای چوبه دار برده شده اما حکمشان به دلایلی به طور موقت لغو می شود و باید به سلول های خود بازگردند. این اتفاق دو، سه ، چهار حتی ده بار امکان دارد که تکرار شود. یکی از این افراد وقتی بیرون از زندان پیگیر کارهایش برای لغو حکم اعدام بودیم، وقتی برای چندمین بار حکم اعدامش به تعویق افتاده بود در یک تماس تلفنی گفت: ترا به خدا بگذارید اعدامم کنند. من یک بار مرتکب قتل شده ام اما ۱۳ بار برای اجرای حکم زیر طناب دار رفته ام. این مصداق بارز شکنجه است.

بنا بر یک آمار رسمی که توسط قوه قضاییه ارائه شده است، متوسط اجرایی شدن حکم اعدام ۵ سال است یعنی به طور میانگین هر محکومی ۵ سال تحت شکنجه قبل از اعدام قرار می گیرد البته بگذریم که محکومین زیادی بیش از اینها تحت این عذاب طاقت فرسا قرار گرفته و می گیرند و به جرات می توان گفت که این ۵ سال کف این انتظار است.

همه ی زندان ها برای جلب رضایت قصاص کمیته ای برای حل اختلاف دارند بلکه بتوان از خانواده ی شاکی رضایت گرفت اما این دفتر در زندان رجایی شهر یک سال است که به دستور رییس زندان تعطیل شده است.

اینجا زندان رجایی شهر است!

بیش از ۱۱۰۰ نفر منتظر برپا شدن چوبه های دار در مقابل چشمانشان هستند. ۱۱۰۰ نفر روز و شبشان را با کابوس مرگ به پایان می رسانند. آرزویشان کوچک است، می خواهند قبل از مرگ درخت را ببینند.